X
تبلیغات
علوم دامی دانشگاه تبریز - 90
علوم دامی دانشگاه تبریز - 90
 
قالب وبلاگ
به نام خدا

ضمن عرض سلام به خدمت همکلاسی های عزیز می رسونم برنامه ی امتحانات اخر ترم تغییر کرده و تو همه ی دانشکده ها اطلاعیه شو زده ان ولی خب طبق معمول تو دانشکده ما بازم فعلا خبری نیست واسه همون تصمیم گرفتم برنامه و تاریخ جدید امتحانات رو اینجا براتون بنویسم.

نکته۱ : زمان امتحانات بخصوص ساعتشو یه بار دیگه خودتون چک کنید.

نکته ۲ : لطفا کامنت بذارین آدم بدونه حرفاشو کسی میخونه یا نه! حداقل کامنت خصوصی!

نکته ۳ : ببخشید یه کم ریخت و فاصله ی این مطلب نامناسبه.

نکته ۴ : اگه صلاح میدونین از حدود ۲۵ ام تعطیل کنیم.

نکته ۵ : به استادا بگیم آسون بگیرن وقتمون کمه.

 



 
 
 


 
 
 
 


 
 
 
 


 
 
 
 


 
 
 
 


 
 
 
 


 
 
 
 


 
 
 
 

نام دروستاریخ امتحان قبلیتاریخ جدید امتحانساعت امتحان
تنظیم خانواده ی مجازی۹۲/۳/۲۶۹۲/۳/۲ پنج شنبه۱۴:۰۰
عملیات کشاورزینا معلومنا معلوم.......
بهداشت دام و طیور۹۲/۴/۴۹۲/۳/۱۱ شنبه۱۴:۰۰
آشنایی با حیوانات مزرعه ای و آزمایشگاهیی۹۲/۴/۱۹۲/۳/۸ چهارشنبه۱۴:۰۰
خوراک و خوراک دادن۹۲/۴/۸۹۲/۳/۱۶ پنج شنبه۱۰:۳۰
اصول پرورش طیور۹۲/۳/۲۸۹۲/۳/5 یکشنبه۱۴:۰۰
دروس عمومی و معارف۲۴ تا ۲۶ خرداد۱ تا ۳ خرداد........



پی نوشت :ممنون از لطف همه ی کسایی که کامنت گذاشتن. یه نفر راجب عملیات پرسیده بود باید عرض کنم همونطور که استاد گفتن معلوم نیست قبل از ظهره یا بعد از ظهر ولی ترم بالایی ها میگفتن مال اونا قبل از ظهر بوده. ما سعی میکنیم قبل از ظهر باشه تا همه راحت باشن. تابستون همه که همه روزه هست.

 


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی، درباره ی خودمون و دانشکده
[ پنجشنبه 22 فروردین1392 ] [ 15:59 ] [ امین دیندار ]

گاهي دلت از سن و سالت مي گيرد
ميخواهي کودک باشي
کودکي به هر بهانه اي به آغوش غمخواري پناه مي برد
و آسوده اشک مي ريزد
بزرگ که باشي
بايد بغض هاي زيادي را بي صدا دفن کني …

سلام بچه ها عیدتون مبارک!

امیدوارم تو سال جدید زیر سایه ی خدا سالم و آروم و با خیال راحت و تو امنیت و عاشق باشین.

مارو هم سر سفره ی هفت سین دعا کنین.     یاعلی





موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی، درباره ی خودمون و دانشکده
[ سه شنبه 29 اسفند1391 ] [ 23:18 ] [ امین دیندار ]
خبرگزاری دانشجو: حکایت استاد و دانشجو از آن حکایت‌های پندآموزی است که عموماً از آن اطلاع داریم. در این بین از روش‌های مختلفی برای کسب نمره استفاده می‌شود که ناشیانه‌ترین راه، همان درس خواندن است که هم کودکانه بوده و هم وقت‌گیر است و مخصوص بچه‌های لوس! 
 
دانشجو اگر دانشجو باشد، همه تلاش خود را می‌کند تا در روز امتحان، با استفاده از زور بازو (جهت در دست گرفتن خودکار) و توان ذهنی (جهت روانی طبع و نوشتن بعضی موارد خاص!) نمره خودش را از استاد بگیرد و بی‌خودی درس نخواند. 
 
 در این بین روش‌های مختلفی برای کسب نمره وجود دارد که چند نمونه آن در زیر نمایش داده می‌شود: 
 
روش نخست: 
 
آه و ناله و قسم دادن استاد 
  
   
 
مهندس این چهارمین بارِ که استاتیک می‌گیرم ..............   
 
در این روش که بیشتر مورد استفاده آقاپسرهای دانشجو کاربرد دارد، باید عین شیر! سرتان را بالا گرفته و عین مرد اقدام به التماس و خواه شو تمنا کنید تا مشکلت‌تان حل شود! البته بعضی اساتید چندان دل‌رحم نیستند و دلشان نمی‌سوزد. لذا احتمال موفقیت در این روش، کمتر از 50 درصد است! 
 
 روش دوم: 
 
  
پاچه‌خاری 
 
در این روش می‌توانید به معجزه محبت پی ببرید! 
 
دانشجویان محترم دقت داشته باشند به یک نکته بسیار مهم. ممکن است یادمان برود که جواب فلان سوال چیست اما عمراً محبت کردن را فراموش کنیم! لذا کاری نداشته باشید که دیگران ممکن است شما را به‌‌عنوان چاپلوس و پاچه‌خار خطاب کنند! همه‌جا آدم حسود پیدا می‌شود زیاد به این حرف‌ها اعتنا نکنید اگر نمره می‌خواهید. 
 
روش سوم: 
 
از همه داشته‌هایتان استفاده کنید 
 
  
 
در این روش به محض اطلاع از ندانستن جواب سوال، اول خونسردی خود را حفط کنید دوم نبازید خودتان را و سوم هر چی به ذهن‌تان آمد بنویسید و آخرش سه تا نقطه بگذارید و آخرش هم امیدوار باشید به اینکه استاد گول می‌خورد و نمره کامل سوال را به شما می‌دهد.  
 
روش چهارم: 
 
مجموعه سه روش قبلی 
 
  
  اجرای این روش نیازمند تبحر خاصی است که از دانشجویان قدیمی و آنها که 10 سال وقت نیاز دارن جهت گرفت یک فوق‌دیپلم برمی‌آید. 
 
  در روش فوق هم باید محبت کنید (دقت کنید محبت نه پاچه‌خاری) هم از تمام داشته‌هایتان استفاده کنید. آه و ناله را هم به صورت مستتر و زیرپوستی انجام دهید تا اثرات منفی احتمالی آن بر روی استاد را خنثی کرده باشید.


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی
[ دوشنبه 9 بهمن1391 ] [ 23:51 ] [ سیروان نسیمی ]
به نام خدا

خداي اطلسی ها با تو باشد
پناه بي کسی ها با تو باشد
تمام لحظه های خوب يک عمر
به جز دلواپسی ها با تو باشد

29خرداد 19امین سالگرد تولد دوست عزیز و گلم مرتضی اعظمی بود متاسفانه با تاخیر بهش تبریک میگم از طرف خودم و بقیه ی بچه ها

مرتضی جان امیدوارم همیشه تو زندگیت موفق ، شاد ، امیدوار ، مومن و عاشق باشی...

ببخشی وظیفمون بود برات جشن بگیریم ولی خودت میدونی دیگه زندگی دانشجوییه!

مرتضی جان تو یکی از بهترین دوستای دوران زندگی 20 ساله ام بودی و هستی همیشه بهت افتخار میکنم خدا پشت و پناهت...


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی، درباره ی خودمون و دانشکده
[ جمعه 2 تیر1391 ] [ 22:13 ] [ امین دیندار ]

کامران رحمتی شادباد دانشجوی مقطع دکترای سازه های هیدرولیکی دانشگاه تبریز، با ارایه طرح نانوآسفالت خود ترمیم گر ضدترک ، از طرف آیتکس به این عنوان دست یافت

مبتکر ایرانی برترین مخترع سال 2012 شد

بیست و سومین مسابقات و نمایشگاه فناوری و اختراعات مالزی (آیتکس) با حضور ۸۰۰ اختراع از کشورهای مختلف جهان از جمله آمریکا ، روسیه ، کره جنوبی، چین، تایوان، لهستان، ایتالیا، آلمان و ایران ۲۸ تا ۳۰ اردیبهشت در مرکز همایش‌های بین‌المللی کوالالامپور برگزار شد.

وی درباره ویژگی های نانوآسفالت خودترمیم گر ضدترک گفت : قبل از اینکه ترک خیابان پیش رفته و بزرگ شود، آسفالت به صورت خودکار شروع به ترمیم قسمت ترک خورده می کند و این امر باعث ایجاد سطح صاف می شود ضمن اینکه آسفالت تولید شده ضدیخ است و کاربرد وسیعی در مناطق سردسیر و یخبندان دارد.

در این عرصه علمی تیم جمهوری اسلامی ایران اختراعات خود را در زمینه‌های نانوتکنولوژی ، بیوتکنولوژی ، مکانیک ، کشاورزی ، خودرو ، ایمنی و سلامت ، بتن و مواد ، مهندسی پزشکی و محیط زیست در ۲ گروه سنی بزرگسال و زیر ۲۰ سال با ۳۵ اختراع ارائه داد و با کسب ۱۱ مدال طل ا، ۷ نقره و ۶ برنز جزء تیم های برتر این دوره از مسابقات شد.

در ۲۳ سال برگزاری مسابقات این نخستین بار است که یک ایرانی از طرف آیتکس به عنوان برترین مخترع سال معرفی می شود.

این ابداع سال پیش مدال نقره مسابقات و نمایشگاه بین المللی اختراعات سئول و جایزه ویژه وزارت علوم تایوان را کسب کرد و با حمایت مالی شهرداری تبریز اکنون درحال اجراست.

مسابقات بین المللی اختراعات مالزی زیر نظر فدراسیون جهانی اختراعات IFIA و سازمان بین المللی مالکیت های فکری و معنوی سازمان ملل WIPO و وزارت علوم این کشور برگزار شد


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی
[ سه شنبه 9 خرداد1391 ] [ 12:17 ] [ حسین مهرورز ]
به نام خدا

سلام

از همتون خواهش میکنم جدا از شوخی و مسخره لطفا این مطلبو کامل بخونین و با اسم خودتون نظر بدین.

کلاس ما از هر نظر تو دانشکده و دانشگاه با بقیه کلاس ها متفاوته. یعنی با عرض پوزش خیلی چرته!

دلیل این قضیه هم رفتار من و شماس. چند هفته پیش رفته بودم پیش چندتا از ترم بالایی های رشته و گرایش خودمون(آقای نصیری و ...) باهاشون راجع به مسایل درسی و کار و اینا مشورت میکردم که بحث از جو کلاس افتاد و من حقیقتا بهشون حسودی کردم کلا ۴۰ و چند نفرن همشون با هم در ارتباطن با هم صمیمین البته با رعایت حریم ها. جمعا یک سال زودتر از ما اومدن دانشگاه ولی دوره های جیره نویسی  GRS وایزو iso و... گذروندن با مدرک بین المللی  IGS از کانادا. همشون مطالعه های تکمیلی تو زمینه این رشته دارن وبلاگ فعال دارن همشون به نوعی از الان کار هم دارن صمیمیتشون هم که واقعا عالیه عین خواهر و برادرن.

ولی این کلاس ما اصلا شبیه به بقیه ی کلاس های دانشگاه نیست. یه نگاه به بولتن ها بندازین عموی خاله ی همسایه ی همکلاسشون فوت کرده واسش تسلیت چاپ کردن ولی برادر آقای عباسی مرحوم شدن ما هیچ کاری نکردیم. اصلا کاری به حال هم دیگه نداریم جز متلک انداختن و شایعه درست کردن. این با فرهنگ بودنه؟؟ دیروز تو کلاس پرورش  آبزیان نشسته بودم پشت دیدم زیر لب آقایون به خانوما فحش میدن و بالعکس. این شخصیته؟ با این ادب و تربیت میخوایم فردا درس بخونیم کار کنیم و وارد جامعه بشیم؟؟ ما 4 سال با هم خواهیم بود.

خدا شاهده وقتی از در دانشکده میام تو و میبینم خانوما اونجان ولی من مجبورم عین گاو سرمو بندازم پایین برم اونقد خجالت میشم که میخوام همونجا پودر بشم..

اگه سلام بدم میشه شایعه عین مهدکودک ها! تازه اگر هم بدم که بیخوده چون کسی جواب نمیده. روز اردو با آقای زارعی به ۱۲ نفر از خانوما سلام دادم فقط ۳تاشون جواب داد.

این وبلاگو هم هر کار کردم باعث اصلاح جو فوق العاده خراب کلاس بشه نشد که هیچ خودش هم بدتر شد.

لذا از همتون خواهش میکنم که :

۱. اگه خودتون رو انسان میدونین و دوست دارین این وضع خراب درست بشه لطفا بیاین تو قسمت نظرات این مطلب با نام و نام خانوادگی خودتون کامنت بذارین و نظر قطعی خودتونو بگین هرکی نیاد یعنی خودشو انسان و عضو کلاس نمیدونه.

۲. همتون بیاین تو وبلاگ عضو بشین و هر ماه حداقل فقط یه مطلب بنویسین. هم آقایون هم خانوما.

۳. بعد از اینکه همه اومدن و نظرشون رو گفتن هر وقت از فاصله ی دو متری هم رد شدیم به هم سلام بدیم.

۴. اگه هرجا دیدیم دوتا از همکلاسی ها مون دارن با هم حرف میزنن اونو تبدیل به شایعه نکنیم . به کسی نگیم چون تهمت زدن به برادر و خواهر خودمون نشانه ی بی غیرتیه.

۵. هر کی از کسی دلخور شد یا از رفتار اون بدش اومد بجای اینکه مثل پیرزن ها شایعه بازی کنه بره به خود طرف مودبانه تذکر بده.

چند تا نکته :

اولا اینکه خانوم ن نماینده ی خوبی واسه کلاسمون هستن هم ساکن تبریزن هم تو همه ی کلاس ها حضور دارن و هم انصافا واسه کلاس خوب کار میکنن لطفا مسخره بازی درنیارین ایشون راحت به کارشون ادامه بدن و اگر هم کسی فک میکنه که لایق تر از ایشونه همین جا اعلام کنه تا ایشونو عوض کنیم.

دوما توهین و مسخره و اینا رو از کلاس جمع کنین بخصوص شایعه پراکنی رو.

سوما بیاین همتون تو وب نویسنده بشین برنامه های جالب و متنوعی رو اجرا کنیم.

چهارما تو دوره های علمی با هم شرکت کنیم تو امتحانات و درس ها به هم کمک کنیم.

و یه تذکر اینکه : با اجازه ی مدیر محترم وبلاگ آقای مهرورز قرار شده از این لحظه به بعد فقط کامنت هایی که با نام و نام خانوادگی نوشته شدن تایید بشن و بقیه فورا حذف بشن.(به غیر از تبلیغات و غریبه های مودب)

از همتون معذرت میخوام اگه توهینی شده فقط خواستم بعنوان برادر کوچک تر اینارو گوشزد کنم.


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی، درباره ی خودمون و دانشکده، اشعار و سخنان بزرگان
[ دوشنبه 1 خرداد1391 ] [ 16:4 ] [ امین دیندار ]
barg.jpg

آدم های ساده را دوست دارم

همان ها كه بدی هیچ كس را باور ندارند

همان ها كه برای همه لبخند دارند

همان ها كه همیشه هستند...برای همه هستند

آدم های ساده را باید مثل یك تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا كرد

عمرشان كوتاه است

بس كه هر كسی از راه میرسد

یا ازشان سوء استفاده میكند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد

آدم های ساده را دوست دارم

بوی ناب آدم میدهند


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی، درباره ی خودمون و دانشکده
[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 17:11 ] [ حسین مهرورز ]
چوپان بیچاره خودش را کشت که آن بز چالاک از آن جوی آب بپرد نشد که نشد.

او می‌دانست پریدن این بز از جوی آب همان و پریدن یک گله گوسفند و بز به دنبال آن همان.

عرض جوی آب قدری نبود که حیوانی چون نتواند از آن بگذرد… نه چوبی که بر تن و بدنش می‌زد سودی بخشید و نه فریادهای چوپان بخت برگشته.

پیرمرد دنیا دیده‌ای از آن جا می‌گذشت وقتی ماجرا را دید پیش آمد و گفت من چاره کار را می‌دانم. آنگاه چوب دستی خود را در جوی آب فرو برد و آب زلال جوی را گل آلود کرد.

بز به محض آنکه آب جوی را دید از سر آن پرید و در پی او تمام گله پرید.

چوپان مات و مبهوت ماند. این چه کاری بود و چه تأثیری داشت؟

پیرمرد که آثار بهت و حیرت را در چهره چوپان جوان می‌دید گفت:

تعجبی ندارد تا خودش را در جوی آب می‌دید حاضر نبود پا روی خویش بگذارد. آب را که گل کردم دیگر خودش را ندید و از جوی پرید و من فهمیدم این که حیوانی بیش نیست پا بر سر خویش نمی‌گذارد و خود را نمی‌شکند چه رسد به انسان که بتی ساخته است از خویش و گاهی آن را می‌پرستد.


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی
[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 16:30 ] [ حسین مهرورز ]
[ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 ] [ 22:8 ] [ امین دیندار ]
به نام خدا

با خبر شدیم برادر گرامی دوست و همکلاسی عزیزمون آقای امید عباسی تو سانحه ی رانندگی فوت کرده ان لذا من از طرف خودم و بقیه ی بچه های کلاس این ضایعه ی جبران ناپذیرو به خدمت امیدجان و خانواده ی محترم تسلیت عرض میکنم و برای اون عزیز از دست رفته از درگاه خدا مغفرت می طلبم.

آقای عباسی امیدوارم مارو هم تو غمتون شریک بدونین...

پی نوشت : دوستان عزیز لطف کنین کامنت های بقیه رو حذف نکنین خوبیت نداره.


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی، درباره ی خودمون و دانشکده
[ چهارشنبه 23 فروردین1391 ] [ 23:40 ] [ امین دیندار ]

ایام فاطمیه تسلیت

علی آن شب ز داغ سینه لبریز

تن خورشید را یا رب کجابرد؟!

به دوش خسته اش یک کهکشان نور

جدا زین خاکدان تا ناکجابرد

غم زهرا و درد بی کسی را

شب آن شب تا حریم کبریا برد

نمیگنجید در خاک آن تن پاک

علی جان جهان را تا خدا برد

گلی پرپر به دست باغبان آخ

نسیم از بوستان مصطفی برد

غدیر از جنبش و جوشش فرو ماند

فراتی از عطش تا کربلا برد

حدیث ماتمش را پیک افسوس

ز یثرب تا شبستان حرا برد

خدایا پرده از این راز بردار

که زهرا را علی آن شب کجابرد؟!


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی، درباره ی خودمون و دانشکده، اشعار و سخنان بزرگان
[ جمعه 18 فروردین1391 ] [ 14:56 ] [ امین دیندار ]
به نام خدا

صد مبارک به تو آن عید که فردا باشد * نوروز نوید وصل دل ها باشد * امید که با فضل خداوند جلیل * سال فرج مهدی زهرا باشد...

امیدوارم سال نو برای شما دوستای عزیزم و خانواده ی محترمتون سرشار از شادی و امید باشه. وقت نشستن به سر سفره ی هفت سین مارو هم دعا کنید.


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی، درباره ی خودمون و دانشکده
[ دوشنبه 29 اسفند1390 ] [ 23:19 ] [ امین دیندار ]

سلام دوستان عزیز

میخوام امروز براتون چند تا عکس از خوابگاه به همراه داستان این اتفاقات تو وبلاگ بذارم امیدوارم که خندیده باشید.


13643941959596415556.jpg


57962148561301923487.jpg



موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی، درباره ی خودمون و دانشکده
ادامه مطلب
[ شنبه 20 اسفند1390 ] [ 21:20 ] [ حسین مهرورز ]

 

به نام خدا

ضمن عرض سلام خدمت دوستان و همکلاسی های عزیز باید راجع به مسایل پیش اومده تو وبلاگ کلاس مطالبی رو عرض کنم.

هدف از باز کردن اینجا ایجاد رابطه ی صحیح و پاک و دوستانه بین همکلاسی ها بود که متاسفانه با بی توجهی خانوم ها و پایین بودن سطح آشنایی آقایون با محیط نت این مهم واقع نشد البته وبلاگ با تلاش های آقای مهرورز و بقیه دوستان خوب پیش می رفت ولی تازگی ها یه عده پیدا شدن که با چرت و پرت نوشتن می خوان جو کلاسو متشنج کنن. بنده از طریق آمارگیر webgozar رد این کامنت هارو گرفتم اکثرشون از شهر تبریز و خارج از دانشگاهه و با مرورگر فایرفاکس انجام شده فعلا برای جلوگیری از دعوا و اینگونه مسایل من اطلاعات بیشتری نمیدم و پاکش کردم ولی باید به اون افراد احمقی که این کارو کردن و خدمت بقیه دوستان برسونم که ما همه مسلمان و ایرانی هستیم و باید به وطنمون که ایرانه و دینمون که اسلامه تعصب داشته باشیم نه چیزای بی اهمیت دیگه. کسایی که با توهین کردن به کرد های کلاس میخوان جوکلاس رو خراب کنن سخت در اشتباهن از عزیزان کرد هم میخوام اینگونه چیزارو مهم نگیرن و به قائله دامن نزنن. مقام معظم رهبری بارها ضرورت وحدت رو برامون توضیح دادن پیامبر اسلام هم همواره بر وحدت مسلمانان تاکید داشتن و این آیه ی قران فکر کنم خود گویای تمام این مسایله : "ان اکرمکم عند الله اتقاکم..." همانا محبوب ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.  پس اهل کجا بودن و این ها هیچ اهمیتی نداره

خطاب به احمق هایی که اون کامنت هارو گذاشتن میگم که اینجا طویله نیست اینجارو با خونه و خانواده ی خودتون اشتباه نندازین تمام دانشجوهای مهندسی کشاورزی گرایش علوم دامی ورودی مهر90 همه باهم خواهر و برادریم و مسایل پیش پا افتاده روهیچ وقت بزرگ نمیکنیم و هیچ فرقی نداره که کی اهل کجاست.

دانشجوهای عزیز خواهشمندم هر کس کامنت های مربوط به مطلب خودشو تایید کنه همچنین هرکسی یه کامنت توهین آمیز دید فورا حذفش کنه و نذاره تایید بشه.

مدیر وبلاگ آقای مهرورز هم هیچ مسئولیتی در قبال این مسایل ندارن ایشون فقط زحمت قالب و لینک های وبلاگ رومیکشن لذا از همه خواهشمندم همیشه کامنتهای توهین آمیز روحذف کنن و تو وبلاگ بیان و مطلب بذارن از مطالب علمی گرفته تا خاطرات و اینا.

یا علی


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی، درباره ی خودمون و دانشکده، اشعار و سخنان بزرگان
برچسب‌ها: اخطار
[ سه شنبه 16 اسفند1390 ] [ 12:18 ] [ امین دیندار ]
همیشه عکس نازت رو به رویم...

                  نگاه تو دلیل جست و جویم...

                                  چرا باید تمام حرف ها را

                                                    بدون تو به تصویرت بگویم...؟؟؟

 


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی، اشعار و سخنان بزرگان
برچسب‌ها: عاشقانه
[ یکشنبه 18 دی1390 ] [ 16:10 ] [ امین دیندار ]
بچه که بودم دلم نمیخواست چیزهایی که برام ارزشمند هستن رو با کسی تقسیم کنم

مثل مادرم

مثل مداد رنگی هام

مثل خوراکی هام

مثل کارتون هام

و حتی لحظه های خواب بعد از ظهر

از ارزشمندترین لحظه هام، خوردن ویفر پرتقالی بود با ساندیس انگور....

دلم نمیخواست هیچ کس تو اون لحظه و اون لذت شریکم باشه

حالا...

خب بزرگتر شدم

اما هنوز خوراکی های مورد علاقه ام یا کتابهام یا یادداشت ها رو زیر تخت قایم میکنم

وقت تنهایی میشینم و با لذت خوراکی هامو میخورم

اما الان...

تو هم جز همون ارزش های منی

که نمیخوام ......

آره نمیخوام با کسی تقسیمش کنم...


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی، اشعار و سخنان بزرگان
[ شنبه 3 دی1390 ] [ 10:4 ] [ امین دیندار ]
اصطلاحات جالبی در بین دانشجویان مرسوم است که به بررسی تعدادی از آن ها می پردازیم.ببینیم...


دانشجوی سال اولی: دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی می‌تواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال دومی: دانشجویی که فکر نمی‌کند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آینده‌ی برای خود متصور است.

مشروط: دانشجویی که به خاطر علاقه‌ی زیادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و از این رو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدی بیش از حد معینی واحد انتخاب نکند تا به بقیه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» می‌آید که عده‌ای معتقدند باعث رونق گرفتن دانشگاه در ایران شد. عده‌ی دیگری هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروط‌ها باعث اضمحلال مشروطه شد.

تقلب: دانش دوپینگی

سهمیه: دوپینگ قانونی.

گوسپند: نوعی جانور که جز نوشتن جزوه، حفظ جزوه و پاس کردن درس از روی جزوه هیچ کار دیگری در دانشگاه نمی‌کند. چنین موجوداتی در دانشگاه‌های مشهور بیشتر دیده می‌شوند و فرق آنها با سایر گوسپندان در این است که نه کله‌ی این گوسپندان قابل استفاده است و نه پاچه‌ی خوشمزه‌ای دارند.

جزوه: دستنوشته‌هایی که گمان می‌شود عصاره‌ی یک کتاب است. اما در واقع تفاله‌ی بخشی از آن است. دستگاه تفاله‌گیری «استاد» نامیده می‌شود.

استاد حل تمرین: دانشجوی ترم بالاتری که در ازای گرفتن شندرغاز پول و شنیدن لفظ «استاد» چنان از خودبیخود می‌شود که تن به خورد گچ تخته و مسخره شدن توسط سی چهل تا دختر و پسر می‌دهد.

خرخوان: نوعی خر که توانایی مطالعه‌ی مداوم به مدت ۷۲ ساعت را دارد. نطفه‌ی این موجودات در دوره‌ی دبیرستان بسته می‌شود و در کلاس‌های کنکور به بلوغ می‌رسند. این موجودات اغلب در کافه تریاهای دانشکده‌ها استحاله می‌شوند.

تریا: محلی برای فرار از غذای سلف که در این حالت مصداق بارز از چاله به چاه افتادن است. اما صرفنظر از ارزش غذایی آن، از لحاظ فرهنگی اهمیت زیادی دارد. به خصوص برای پژوهندگان زبان کوچه و بازار و کاشفان جدیدترین فحش‌ها و اصطلاحات جنسی.

گرد: جسمی که طول و عرض و ارتفاع آن از مرکزش به یک فاصله است. چنین دخترهایی معمولا در حدود ۱۶۵ سانتیمتر قد و به میزان سه چهارم پی آر ۳ حجم دارند که ناشی از سال‌ها در خانه نشستن و دست به سیاه و سفید نزدن و تست زدن است. سه عاقبت دردناک در انتظار آنهاست: ازدواج، انفجار و ورود به دانشگاه که گزینه‌ی آخری و متعاقب آن استفاده از غذای سلف، دردآورترین آنهاست.

سلف (غذاخوری): فعال‌ترین آزمایشگاه و واحد تولیدی هر دانشگاه که توانایی تبدیل موجودات گوناگون به غذا را دارد. یکی از رایج‌ترین توانایی‌ها که شرط لازم اولیه برای سلف نامیده شدن یک مکان محسوب می‌شود، توانایی بازیافت چمن‌های محوطه به شکل قرمه‌سبزی است.

گوریل: گونه‌ای از دانشجویان پسر با موهای ژولیده و لباس‌های بدفرم که از بوی سیر دهان و عرق لباس‌هایشان نمی توان کمتر از سه متر به آنها نزدیک شد. این جانوران معمولا پس از فارغ‌التحصیلی به‌جای اعزام به قلب جنگل‌های آمازون در پشت میزهای مدیریت و ریاست جای می‌گیرند.

شاسکول: دانشجویی (عمدتا دختر) که بعد از ۲۰ بار جزوه دادن به یکی از دانشجویان جنس مخالف هنوز فکر می‌کند خط خوبش باعث محبوبیت‌اش است.

پلشت: دانشجویی که حاضر است کیسه فریزر دور بشقابش بکشد و با قاشق یک بار مصرف غذا بخورد تا مجبور نباشد روزی یکبار ظرفهایش را بشوید. تقریبا اکثر دخترهای ساکن در خوابگاه های دانشکده های علوم و مهندسی.

بتونه‌کاری: فریضه‌ی واجبی که بیشتر دختران دانشجو صبح‌ها قبل از حرکت به سمت دانشگاه بر روی صورت خود انجام می‌دهند تا دیدارشان قابل تحمل شود. معمولا هم نمی‌شود.

جلبک: نوعی دانشجو با آی‌کیوی حیرت‌برانگیز و توانایی جزوه نوشتن حتی از روی سرفه‌های استاد. تراکم زیستی این جانداران در دانشکده‌های علوم انسانی بیشتر است.

دکتر: لفظی که تا پیش از دوران وزارت کشور دکتر کردان یک پیشوند لذت‌بخش بود و پس از آن فحشی زشت محسوب می‌شود. با این حال، به دلایل روانی ناشناخته‌ای تمام دانشجویان رشته‌های پزشکی و دامپزشکی همچنان علاقه‌ی وافری دارند که از ترم اول تحصیل دیگران آنها را با لفظ خطاب کنند.

کافور: ماده‌ی اصلی تشکیل دهنده‌ی غذاهای سلف پسران که گویا از قدیم با عارضه‌ی «زنگ‌زدگی» در ارتباط بوده است چرا که شاعر فرموده: برعکس نهند نام زنگی کافور!

بورسیه: همزمانی کار و تحصیل که ماحصل آن تلفیق درس‌نخوانی و اززیرکاردررویی است. پروژه: کار عملی که دانشجوها با هم انجام می‌دهند. بعضی‌ها هم روی هم!

تحقیق: تالیف یا ترجمه‌ی بخشی از کتابی که استاد در نظر دارد بعدا به نام خودش چاپ کند در ازای گرفتن مقدار ناچیزی نمرده.

پروپوزال: نوشته‌ی بی ربط کوتاهی که در آن درباره‌ی نوشته‌ی بی‌ربط بلندی که بعدا نوشته یا کپی پیست خواهد شد، توضیح داده می‌شود.

پایان‌نامه: تایپ یا کپی-پیست کردن مقداری متن پراکنده در کتابها و پایان‌نامه‌های قدیمی‌تر در یک فایل و پرینت گرفتن از آنها و صحافی کردن مجموعه. خوشبختانه با پیشرفت علم و تکنولوژی، تمام این فرآیندها با صرف هزینه‌ی معقولی به طور کاملا خودکار و بدون دخالت دست و ذهن انجام می‌گیرد.

دانشنامه (مدرک): درپوش کوزه.

جابجایی (دانشجویی): تفاوت علمی دانشگاه‌ها به زبان پول. ارث پدری (طلب بابا): طلبی که بعضی از دانشجویان مثلا” ارزشی از دیگران دارند و معمولا به صورت گزاره‌هایی همچون «چرا این لباس رو پوشیدی؟»، «چرا موهات دیده می‌شه؟»، «دیگه این موسیقی رو نشنوم ها»، «دیگه نبینم با هم کِروکِر می‌کنین»… بروز می‌کند.

خوابگاه متاهلی: جایی برای استراحت، مطالعه، تماشای تلویزیون، درس خواندن و باقی کارها. به خصوص باقی کارها.

کارتن‌خواب: دانشجوی بی‌خوابگاه که معمولا پس از سر و سامان گرفتن و هم اتاق شدن با چند دانشجوی شهرستانی، حسرت کارتن‌خوابی و دربدری را خواهد کشید.

جوات: دانشجویی که طبق آخرین مدهای ۱۰ سال قبل لباس می پوشد و با آخرین مدهای ۲۰ سال قبل زندگی می کند و مثل ۳۰ سال قبل فکر می کند. جوات‌ها معمولا آینده مثبتی در مشاغل دولتی دارند.

افزایش سنوات: حاصل ز گهواره تا گور دانش جوییدن. سیاسی‌کاری: اصطلاحی برای توصیف فعالیت‌های سیاسی دانشجویی وقتی که مطابق سلیقه‌ی «آنها» نیست. آنهایی که همیشه تاکید می‌کنند که دانشجو باید سیاسی باشد و در امور کشورش دخالت داشته باشد.

پاچه‌خواری: یکی از راه‌های گرفتن نمره از اساتید به طور شرافتمندانه. البته شرافتمندانه در قیاس با سایر راه‌ها!

انتظامات: شحنه‌ی دانشگاه و مسئول برقراری نظم حتی به قیمت بی‌نظمی. ستاد کارآفرینی برای اقوام و خویشان فاقد تحصیلات دانشگاهی و بعضا دبیرستانی مسئولان دانشگاه.

کفش پاشنه بلند (تق تقی): ابزار تولید آژیر ورود و یا نزدیک شدن دختر دانشجویی که دانشگاه را با مجلس عروسی اشتباه گرفته است.

سنگ‌پای قزوین: مهمترین عامل برای اخذ دکترای افتخاری از آکسفود بدون داشتن لیسانس. کاردانی پیوسته: پیوند دانشگاه با دبیرستان به کف با کفایت دانشجویانی که در حد دوره راهنمایی معلومات دارند و رفتارشان مثل دبیرستانی‌هاست.

خر زدن: تنها نوع حیوان‌آزاری که انسان‌ها روی خودشان هم انجام می‌دهند. خر زدن در شب‌های امتحان به پیک خود می‌رسد.

بحر تعمق: حالتی که به دانشجویان پس در حال مطالعه‌ی دقیق روزنامه روشنفکری خبر ورزشی دست می‌دهد.

روح: عضوی از استاد که در جلسه‌ی امتحان و پس از دیدن برگه‌ی سوالاتی که ربط چندانی به درس‌ها ندارد، از آن به وفور یاد می شود. ادامه‌ی عملیان بر روی برگه دنبال می‌شود.

صلاحیت داشتن: با مسئول یکی از نهادهای مستقر در دانشگاه سلام و علیک داشتن.

پول: عامل بدبختی‌های بزرگی مثل ازدواج و تحصیل در دانشگاه آزاد.

هییز: دانشجو یا مامور انتظامات یا کارمند یا حتی استاد عزیزی که وظیفه‌ی زبانش را به چشمش محول کرده است!

اسکن استخوان: طرز نگاه کردن افراد فوق‌الذکر که معمولا از پاشنه‌ی کفش همکلاسی‌ها شروع شده و به نوک مقنعه‌ی آنها منتهی می‌شود.

افتادن: سقوط از بالا به پایین که به خاطر عوامل مختلفی چون جاذبه‌ی زمین، درس نخواندن، جزوه نداشتن، شکست در عشق و امثال آنها اتفاق می‌افتد.

ازدواج دانشجویی: اشتباه صنفی.

کتابخانه: جایی برای حرف زدن، رد و بدل کردن جزوات و فایل‌های بلوتوثی، اسم ام اس فرستادن و بعضا رونویس تکالیف و تمرین‌ها.

منشی گروه: همه کاره ی گروه. دست کم خودش که اینطور فکر می‌کند.

حذف ترم: خودکشی آبرومندانه از ترس مرگی مفتضحانه


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی
[ سه شنبه 29 آذر1390 ] [ 17:48 ] [ حسین مهرورز ]
به نام خالق مهربانی ها...

پاییز خواهد آمد و خاطرات دانشجویی را برگ برگ ورق خواهد زد و شما در اوج لبخندها به گذشته حسادت میکنید.روزتان مبارک

ایام شهادت آقای خوبی ها ، عاشق ترین انسان ، امام حسین(ع) بر شما دانشجویان عزیز مهندسی کشاورزی تسلیت باد انشاالله زیر سایه ی دعای آقا بتونیم برای کشور مفید باشم.

التماس دعا

 


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی
[ چهارشنبه 16 آذر1390 ] [ 22:54 ] [ امین دیندار ]



اهل دانشگاهم ، روزگارم خوش نیست

ژتونی دارم ، خرده عقلی ، سر سوزن شوقی

اهل دانشگاهم ، پیشه ام گپ زدن است

گاه گاهی می نویسم تكلیف

می سپارم به شما

تا به یك نمره ناقابل بیست

كه در آن زندانی ست ، دلتان زنده شود

چه خیالی چه خیالی می دانم

گپ زدن بیهوده است

خوب می دانم دانشم بیهوده است

استاد از من پرسید

چقدر نمره زمن می خواهی

من از او پرسیدم ، دل خوش سیری چند

اهل دانشگاهم ، قبله ام آموزش

جانمازم جزوه ، مشق از پنجره ها می گیرم

همه ذرات وجودم متبلور شده است

درسهایم را وقتی می خوانم

كه خروس می كشد خمیازه

مرغ و ماهی خواب است

خوب یادم هست ، مدرسه باغ آزادی بود

درس بی كرنش می خواندیم ، نمره بی خواهش می آوردیم

تا معلم پارازیت می انداخت ، همه غش می كردیم

كلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت

درس خواندن آنروز ، مثل یك بازی بود

كم كمك دور شدم از آنجا

بار خود را بستم ، عاقبت رفتم در دانشگاه

به محیط خشن آموزش و به دانشكده علوم سرایت كردم

رفتم از پله كامپیوتر بالا ، چیزها دیدم در دانشگاه

من گدایی دیدم در آخر ترم

در به در می گشت

یك نمره قبولی می خواست

من كسی را دیدم ، از دیدن یك نمره ده

دم دانشگاه پشتك می زد

من نمی خندم اگر دوست من می افتد

من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بكنند

و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد

من در این دانشگاه

در سراشیب كسالت هستم

خوب می دانم استاد ، كی كوئیز می گیرد

برگه حذف كجاست ، سایت و رایانه آن مال من است

تریا، نقلیه و دانشكده از آن من است

ما بدانیم اگر سلف نباشد ، همگی می میریم

و اگر حذف نباشد ، همگی مشروطیم

نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود

كار ما نیست شناسایی مسئول غذا

اهل دانشگاهم ، رشته ام علافی‌ست

جیب‌هایم خالی ست 
 
پدری دارم ، حسرتش یك شب خواب

دوستانی همه از دم ناباب 

اهل دانشگاهم ، قبله‌ام استاد است ، جانمازم نمره

خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌كاریست 

من نمی‌دانم كه چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌كار

وچرا در وسط سفره ما مدرك نیست 

كار ما نیست شناسایی هردمبیلی

كار ما نیست جواب غلطی تحمیلی

كار ما شاید این است كه مدرك در دست

فرم بی‌گاری هر شركت بی‌پیكر را پر بكنیم

 


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی
[ شنبه 14 آبان1390 ] [ 16:9 ] [ حسین مهرورز ]

ژاپن:
بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
 
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند! هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
 
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین:
درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
 
گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه  بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
 
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند! افغانستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید! اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
 
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند! 

ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند!  عاشق عبارت آ« خسته نباشیدآ» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته(پر ریخته) جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! وبلاگ می نویسد! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است


موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی
[ چهارشنبه 11 آبان1390 ] [ 11:36 ] [ حسین مهرورز ]


دوران قبل از دانشگاه = حسرت

قبول شدن در دانشگاه = صعود

كنكور = گذرگاه كاماندارا

دوران دانشجویی = سالهای دور از خانه

خوابگاه دانشجویی = آپارتمان شماره 13

بی نصیبان از خوابگاه = اجاره نشین ها

امتحان ریاضی = كشتار بیوجرسی

امتحان میان ترم = زنگ خطر

امتحان پایان ترم = آوار

لیست نمرات دانشجویی = دیدنیها

نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختی

مسئولین دانشگاه = گرگها

استادان = این گروه خشن

اشپزخانه = خانه عنكبوت

رستوران دانشگاه = پایگاه جهنمی

پاسخ مسئولین = شاید وقتی دیگر

دانشجوی ا خراجی = مردی كه به زانو در امد

دانشجوی فارغ التحصیل = دیوانه از قفس پرید

دانشجوی سال اولی = هالوی خوش شانس

واحد گرفتن = جدال بر سر هیچ

مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشیانه فاخته

پاس كردن واحدها = آرزوهای بزرگ

مرگ استادها = جلادها هم میمیرند

محوطه چمن دانشگاه =حریم مهرورزی

استاد راهنما = مرد نامرئی

كمك هزینه = بر باد رفته

درخواست دانشجویان = بگذار زندگی كنم

دانشجوی دانشگاه صنعتی = بینوایان

برخورد استادان = زن بابا

اتاق رئیس دانشگاه = كلبه وحشت

شب امتحان = امشب اشكی میریزم

تقلب در امتحان = راز بقا

یادگیری = قله قاف

دانشجوی معترض = پسر شجاع

دكتر بهداری = گله بان

تربیت بدنی1 = راكی

تربیت بدنی2 = راكی

خاطرات استادها = اعترافات یك خلافكار

انصراف = فرار از كولاك

تصییح ورقه امتحان = انتقام

نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ

شاگرد اول = مرد 6مبلیون دلاری

آرزوی دانشجویان = زلزله بزرگ

هیئت علمی = سامورا یی ها

رئیس دانشگاه = دیكتاتور بزرگ

رفتن به خوابگاه دختران = عبور از میدان مین

رئیس اموزش = هزاردستان

معاون اموزش = دزد دریایی

برخورد مسئولین = كمیسر متهم میكند

 از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راین




موضوعات مرتبط: دوران دانشجویی
[ چهارشنبه 11 آبان1390 ] [ 11:33 ] [ حسین مهرورز ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت استفاده ی بروبچ گروه علوم دامی 90 ساخته شده تا بتونیم خارج از دانشگاه با هم دیگر در ارتیاط باشیم.
امکانات وب